تربیت اجتماعی از مباحث بسیار جدّی است که دیدگاه های مختلفی پیرامون آن در عرصه های گوناگون علوم شکل گرفته است. بحث اساسی در تربیت اجتماعی چند و چونی، چرایی و تأثیرات آن است که همواره در علوم اجتماعی، روان شناسی و علوم تربیتی با مشرب های فکری خاص به آن پرداخته شده است. یکی از عمده ترین مقوله های مورد مداقه ی بشر نسبت به تربیت اجتماعی و تأثیرات آن، بحث پیرامون نقش موثر و متقابل فرد و اجتماع در این فرآیند است. دقت مبنایی در حوزه ی مطالعه ی تربیت اجتماعی مانند سایر آموزش های مترتّب بر تربیت، مربی، مترّبی، نظام آموزنده و اموری از این دست متأثر از نظرگاه های اجتماعی موجود در جوامع مختلف است که تابعی از فرهنگ موجود در جوامع به شمار می آید.
اساسی ترین بحث در تربیت اجتماعی را می توان پرداخت به این سؤال دانست که در انواع تربیت اجتماعی متصوّر و مفروض این است که اقدام تربیت برای فرد اصالت دارد یا برای جامعه؛ و در اساس این سوال همواره همزاد تفکر پردازنده به امر تربیت اجتماعی است که آیا تربیت گیرنده باید مطابق ویژگی های فطری و ذاتی اشان تربیت و پرورش یابد یا تابعی از آموزش های مورد نیاز جامعه براساس آموزه های مستتر در اجزا و عناصر فرهنگی در راستای برآوری ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، سیاسی جامعه باشد.
در دقت نظری گذرا بر انواع مواضع و تحقیقات مربوط به مقوله ی تربیت اجتماعی می توان دید که هیچ یک از جامعه شناسان، روانشناسان، صاحب نظران حوزه ی تربیت و پرورش و آموزش و افراد دارای نظرگاه های مبتنی بر دانش علمی کافی، نافی و منکر سهم تربیتی مترتب از فرد و اجتماع برای فرد و اجتماع نیستند و به طور ماهوی مباحث آنان پیرامون این موضوع است که فرد در اجتماع و برای فرد و اجتماع چگونه باید تربیت یابد و چه آموزه هایی و چه نوع آموزش هایی می تواند بیشترین و بهترین تأثیر را داشته باشد.
البته بعضی از مشارب فلسفی و مکاتب اجتماعی معیّنی افراطی و تفریطی تحت تأثیر فهم نامرتّب و ناخوانا از یافته های فرهنگی خود گاه در خبط و خطایی عظیم از عدم دریافت ضرورت زیست فرد در اجتماع و برای فرد و اجتماع منکر نفع یکی با نفی انتفاع عقلایی اش می شوند. به عنوان مثال دقت در این سخن جان استوارت میل مطلب حاضر را به صراحت بیان می دارد که: «.... امروز فرد در توده گم شده است ... امّا آدمیان مثل گوسفندان نیستند، حتا همه ی گوسفندان هم شبیه هم نیستند...» بیان حاضر دو معنا را می تواند شناسایی کند، نخست اینکه تربیت اجتماعی در اساس از جانب اجتماع و براساس اسلوب های خاصی ناصحیح است، دوم اینکه دقت به فرد و آزادی های او خواست ها ی او امری متعهدانه در تربیت اجتماعی به شمار می رود.
ضروری و پرواضح است که هیچ فرهنگی در ذات خود منکر آزادی فرد در اجتماع نمی شود ولی تعاریف معتبر برای آزادی فرد در اجتماع و تربیت اختصاص یافته در این امر به لحاظ دریافت و آنالیز و انطباق با فهم متفاوت می نمایاند. دقت در این امر در رسیدن به تربیت اجتماعی درست و منطقی امری مهم می نمایاند و آن این است که در اساس فرد در قالب اجتماع می تواند به زندگی- و نه به زیست- بپردازد، چرا که اجتماع است که فرصت انواع ارتباطات و تعاملات و به معنای دقیق تر انسان بودن را فراهم می آورد و دوم اینکه انسان با دقت در رفتار مناسب فردی و شکل گیری شخصیت خود در قالب اجتماع براساس خصوصیات ویژه اش می تواند انسانی اجتماعی باشد که هم خواست های فردی و هم انطباق عملی با خواست اجتماع را فراهم آورد.
از طرفی دریافت این موضوع که تمام تعاملات تحت تأثیر فرهنگ و ارزش های موجود در آن که پویا و دگرگون پذیر است، دگرگون می شود و شخصیت اجتماعی و فردی افراد نیز به نوعی به طور مستقیم تحت تأثیر این تعاملات است و انسان در اساس نمی تواند به فردیت خود فارغ از اجتماع بنگرد و فرد انسان باشد. پس پرداخت به تربیت اجتماعی برای انسان امری ضروری جلوه می دهد. برای این امر شناخت از تربیت و نوع اجتماعی آن برای مدیریت فرهنگ به دلایل تأثیراتی که می تواند در مقوله ی تربیت اجتماعی داشته باشد؛ مهم می نمایاند.
تربیت در معنای کلی تأثیراتی است که فرد از سیستم های رسمی و غیررسمی می پذیرد و آن را با ذهن اکتشافی خود و ظرفیت مترتّب بر آن همخوان می سازد تا به شکوفایی لازم حضور در اجتماع و دریافت شخصیتش که او را به خواسته های فردی و اجتماعی توأمان می رساند، نزدیک سازد. در این باره امیل دورکیم می گوید: «تربیت عملی است که نسل های بزرگ سال بر روی نسل هایی که هنوز برای زندگی اجتماعی ریخته نیستند، انجام می دهد و هدف آن این است که در کودک، شماری از حالات جسمانی، عقلانی و اخلاقی را برانگیزد و پرورش دهد که جامعه ی سیاسی بر روی هم و نیز محیط ویژه ای که فرد به نحو خاصی برای آن آماده می شود، اقتضا کند.»
براساس دیدگاهی که دورکیم ارائه کرده است؛ تربیت عملی مفروض، متصوّر و مترتّب از نسلی به نسلی دیگر است. پس تربیت دریافت نسلی از آموزه های فرهنگی و انتقال آن به نسل جدیدتری است که از آموزه های فرهنگی اثر می گیرند. هر چند دورکیم در تربیت؛ بیشتر تأثیر جامعه ی سیاسی را بیان کرده است و محیط اجتماعی را نیز به طور مشخص در تربیت عنوان کرده ولی لازم به ذکر است که تمام تعاملات مبتنی بر مناسبات جامعه ی سیاسی و محیط اجتماعی از فرهنگ جوامع تعریف می یابند و دگرگونی های نسلی به نوعی هر چند مختصر و شاید هم شدید پویایی هایی را که تحت تأثیر شاخصه هایی مانند ذهن اکتشافی، تأثّرات اجتماعی و فرهنگی و رویدادهای زندگی بر افراد گذاشته است را در فرهنگ به وجود می آورد. مدیریت این فرآیند در صورت کلی و اپیدمیک تظاهرات رفتاری نزدیک به هم به عهده مدیریت غالب کارآمد با فرهنگ است به صورتی که بتوان ضمن حفظ اجزاء و عناصر مؤثر فرهنگ در تعاریف برنامه ها و تنظیمات رفتاری نایل آید که خواست کلی جامعه و منافع عمومی در تربیت دهی و تربیت پذیری های موجود در نهادها حفظ شود.
در صورت کلی می توان گفت که تربیت اجتماعی افراد جوامع با هم در وجه هایی شباهت هایی دارند که این وجوهات عبارتند از:
1- منبعث بودن تربیت اجتماعی از ساحت فرهنگ و ساخت اجتماع
2- تأثیرپذیری فرهنگ از اهداف متصوّر در اجتماع و افراد که تحت تأثیر فرهنگ است
3- پویایی های ذاتی انواع تربیت که تأثرات عظیمی با فرهنگ و اجتماع نیز دارد.
4- هدفمند بودن انواع تربیت اجتماعی
5- ترجیح دار بودن و طبقه بندی داشتن اهمیّت باورها و ارزش های تأثیرگذار بر تربیت اجتماعی
6- دارای سیکل رسمی و غیررسمی بودن در انواع انتقال و دریافت آموزش ها
7- اجبار داشتن به دریافت از آموزش های معیّن شده از حوزه های تکنولوژیک در سیر تکاملی
8- شدنی بودن تربیت اجتماعی در برابر تربیت اجتماعی کردن به دلیل سطوح مختلف و معیّنی از ذهن اکتشافی، تأثیرپذیری افراد و دریافت های متفاوت از آموزش ها و سایر واقعیت های عینی
9- بارور ساز بودن ذات انواع تربیت اجتماعی
10- فرآیندی بودن ذات تربیت اجتماعی به دلیل مترتّب بودن بر مبنای تعاملات، خواست ها و اهداف
11- منطبق بر تجربه و عمل بودن
12- نیازمند بودن به روش های تخصصی موجود در جوامع
لازم به ذکر است که تربیت اجتماعی، استقرار رفتاری است در ذهن و عین افراد و در حوزه های تصمیم و اجرا که بدون دریافت ها و انتقال ها و بازخوانی ها، نامعتبر جلوه خواهد داد و در این راستا مدیریت فرهنگ با بهره گیری از دانش تخصصی ایجاد تعاملات و بستر آفرینی مناسب با بهره گیری از آموزه ها، نقش مهمی دارد.






